نوبت کهنه فروشان درگذشت........نو فروشانیم و این بازار ماست

همیشه در من هستی مادر عزیزم!

 
‎سید فطرت‎'s photo.
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۳۰ساعت 10:32  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۴/۰۹/۰۶ساعت 12:20  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 

ژاندارک ،قهرمان ملی فرانسه

 

ژاندارک، قهرمان ملی فرانسه

 

۳۰ مه ۱۴۳۱ -۹خرداد۸۱۰:
روز۳۰مه سال ۱۴۳۱ ژاندارک قهرمان ملی فرانسه در آتش سوزانده شد. ژاندارک دختر یک کشاورز فرانسوی بود که در راه آزادی فرانسه از اشغال انگلیسیها قیام کرد و با فرماندهی خود یک پیروزی بزرگ نظامی نصیب فرانسویان نمود. ژاندارک با راضی‌کردن پادشاه وقت فرانسه، یگانهایی را تحت فرماندهی خود گرفت و با پیروزی بر انگلیسیها نقطه پایانی بر جنگ صدساله فرانسه با انگلستان نهاد. بدین‌ترتیب این پیروزی راه را برای زمامداری شارل‌هفتم پادشاه فرانسه هموارکرد تا بر قلمرو خود مسلط شود.
ژاندارک در هنگامه جنگ صدساله فرانسه با انگلستان، در روستایی در مرز شرقی فرانسه به‌دنیا آمد. در سال ۱۴۲۴، دوازده‌ساله بوده که درکنار درختی قدیمی، احساس میکند قدیس‌میشل در نوری خیره‌کننده به‌او فرمان داده تا فرانسه را نجات دهد. ژان، ۵سال در معرض این‌ الهامهای درونی بود. و می‌ترسید از آن‌ ، با دیگران صحبت کند. تااین‌که در ۱۶سالگی خواهان خدمت در ارتش فرانسه شد اما چنین اجازه‌یی به‌وی داده نشد. یک‌سال بعد با لباس مردانه پیش ولیعهد رفت. ژاندارک توانست اعتماد سربازهای ناامید فرانسوی را به‌دست آورد و محاصره اورلئانتوسط انگلیسیها را در سال ۱۴۲۹ بشکند. بعداز این‌پیروزی بود که او توانست شارل‌هفتم را به‌لشکرکشی به‌سوی رَنس متقاعد کند که در آنجا شاهد تاجگذاری شاه در ۱۷ژوئیه ۱۴۲۹ بود.
به‌پاس خدمات ژاندارک، شارل‌هفتم به‌او لقب اشرافی دوک‌دولیس را داد و مردم دهکده‌اش را از پرداخت مالیات معاف کرد و گفت تا مجسمه ژاندارک را در اورلئان نصب کردند.
در مه ۱۴۳۰ بورگوندیها، «کامپین» (cam-pin) را محاصره کردند و ژاندارک در پناه تاریکی شب برای کمک به‌مدافعان شهر وارد آن‌شد. در ۲۳مه، ژاندارک درحالی‌که فرمانده حمله‌یی علیه بورگوندیها بود دستگیر شد.
بورگوندیها او را به‌انگلستان فروختند و او در مارس ۱۴۳۱ در روآن به‌اتهام ارتداد مقابل اولیای امور کلیسا محاکمه شد. مهم‌ترین اتهام او از نظر دادگاه، رد صلاحیت کلیسا به‌دلیل الهام مستقیم از جانب خداوند بود. ژان همچنین به‌جادوگری و اصرار بر دریافت الهام از جانب قدیسین و استفاده از پوشش مردانه متهم شد. از او خواسته شد تا ادعاهایش را انکار کند و او هم برای نجات جانش و برای فرار از شکنجه اعتراف کرد که دروغ گفته است. چند روز بعد که قضات به‌سلول او رفتند او را مجدداً در لباس مردانه یافتند. او در پاسخ گفت که قدیسین، او را به‌دلیل تسلیم دربرابر کلیسا سرزنش کرده‌اند. ژاندارک را دوباره مرتد دانستند و در ۲۹مه به‌مقامات حکومتی سپردند.
او در ۳۰مه سال ۱۴۳۱ در سن ۱۹سالگی بر تیرک چوبی در «وکس مارشی» در «روآن» سوزانده شد.
و به‌این‌ترتیب به‌ندای درونی خود پاسخ گفت و تسلیم نشد. و ازاین‌رو در تاریخ اروپا سمبل ایستادگی و آزادی شد.
گرچه ۲۵سال بعداز مرگ ژاندارک در سال ۱۴۵۶میلادی، پاپ کالیکتوس سوم در دادگاه دیگری شرافت «دوشیزه اورلئان» را اعاده کرد و در سال ۱۹۲۰ پاپ بندیکت پانزدهم، ژاندارک را در شمار قدیسین آورد، اما در اذهان مردم اروپا و بخصوص فرانسه، او همچنان سمبل خون به‌ناحق‌ریخته‌شده‌یی است که صدایش در گوش وجدانهای بشری هنوز طنین دارد وقتی در لحظات واپسین حیات به‌شهر روآن‌گفت:
روآن‌ ، یعنی من این‌جا باید بمیرم؟ آه روآن‌می‌ترسم که تو خونبهای مرا گران پرداخت کنی»
ژاندارک اگر‌چه در روایتها، کتابها و فیلمها متفاوت توصیف شده، اما مظلومیت، پاکی و آمادگی برای فدای خود، جزیی ثابت از این‌توصیفها بوده است. ازهمین‌روست که داستانش همیشه تازه است، چون با ارزشهای والای انسانی در یک‌مدار آرمانی پیوند خورده است.

 

ژاندارک دختر 18 ساله خانواده آرک یکی از قهرمان ملی فرانسه است. او رهبری فرانسوی ها علیه انگلیسی ها را در جنگ معروف به "صد صاله را بر عهده داشت و توانست سهم عمده ای در پیروزی فرانسوی ها داشته باشد. معروفیت ژاندارک از این جهت است که مدعی بود از طرف خداوند برگزیده شده تا فرانسه را از چنگال انگلیسی ها نجات دهد. او می گفت با فرشتگان در ارتباط است و همواره نداهایی او را راهنمایی و هدایت می کنند. از طرفی ژاندارک کارهای جسورانه ای انجام می داد که از یک دختر نوجوان بعید به نظر می رسید.او ایمان قوی و شجاعت بی نظیر داشت و با این ویژگی ها توانست بزرگترین مردان کشور را همراه خود سازد و در نبردهایی پیروز شود که بسیاری از مردان جنگجو در آن شکست خورده بودند. اما پیروزی های ژاندارک چندان طول نکشید و ورق تقدیر برگشت. چون به قول ویل دورانت تاکتیک جنگی او حمله متهورانه به سپاه دشمن بود که این تاکتیک گاهی باعث پثروزی می شد گاهی باعث شکست.

دوران کودکی

ژاندارک در ژانویه 1412 در منطقه تاریخی "لورن" در روستای "دومرمی" واقع در مرز شرقی فرانسه به دنیا آمد.پدر او کشاورز و مامور جمع آوری مالیات در دهکده بود و ژان پنجمین و آخرین فرزند او. ژاندارک از کودکی بسیار با ایمان،مهربان و خیال پرداز بود و اندامی نیرومند داشت.اما تا 12 سالگی نشانه ای بر استثنایی بودن در او دیده نمی شد تا این که در این سن برای اولین بار نداهایی به گوشش رسید. نداهایی که به او می گفتند سرانجام نجات دهنده فرانسهخواهد شد و او را دعوت می کردند که برای نجات میهن قیام کند. بعدها ژاندارک در زمان محاکمه اش گفت: "12 ساله بودم که خدا.ند صدایی را مامور کرد تا مرا راهنمایی کند. روز قبلش روزه گرفته بودم. صدا یک ساعت قبل از ظهر در باغچه پدرم به سراغم آم. آن موقع همراه نور بود و از سوی کلیسا می آمدولی بعدها توام با جسم فرشتگان یعنی سن میشل، سن مارگارت و سن کاترین شد". ژاندارک این موضوع را از همه حتی پدر و مادرش پنهان نگه داشت و تا 16 سالگی برای کسی بازگو نکرد.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۴/۰۹/۰۶ساعت 11:43  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
اگنس گونجا بویاجیو معروف به مادر ترزا (به انگلیسی: Mother Teresa)(زاده ۲۶ اوت ۱۹۱۰ در اسکوپیه امپراطوری عثمانی - درگذشته ۵ سپتامبر ۱۹۹۷ ) راهبهٔ کاتولیک آلبانیایی و تأسیس کنندهٔ ماموران امور خیریه در هند بود. وی در سال ۱۹۲۸ به هندوستان رفت و به گروه "tas" درپیوست. به‌خاطر ارادتی که به "تِرِزا اهل آویلا"، راهبهٔ اسپانیایی و بنیانگذار یکی از جریانهای رهبانیتد و خدمات خیرخواهانه بود، نام ترزا را برای خود برگزید. در سال ۱۹۴۸ صومعه را ترک گفت تا پرستاری بیاموزد.[۱]

مادر ترزا به خاطر خدمات انسان‌دوستانه‌اش سال ۱۹۷۹، جایزه نوبل صلح را به خود اختصاص داد و در سال ۲۰۰۳ از طرف پاپ ژان‌پل دوم آمرزیده شناخته شد.

اگنس گونجا بویاجیو در سال ۱۹۱۰ متولد گشت. او کوچکترین فرزند خانواده بود.[۲] پدرش که در مسائل سیاسی آلبانی درگیر بود در ۱۹۱۹ یعنی زمانی که او ۹ سال داشت درگذشت.[۳] پس از مرگ پدر مادرش او را بر اساس تعالیم کلیسای کاتولیک آموزش داد. اگنس از همان ابتدا مجذوب داستان‌هایی در مورد زندگی مبلغین و خدمات آنها بود.در دوازده سالگی متقاعد شده بود که باید عمر خود را صرف یک زندگی معنوی بکند.[۴] در ۱۸ سالگی خانه را ترک و به عضویت گروه خواهران لورتو درآمد و دیگر هرگز مادر و خواهرش را ندید.[۵]

آگنس در ابتدا به لورتو ابی در ایرلند برای یادگیری زبان انگلیسی رفت. زبانی که خوهران لورتو از آن برای آموزش به کودکان در هند استفاده می‌کردند.[۶] او در سال ۱۹۲۹ وارد هند شد و مراحل کارآموزی خود را در دارجلینگ آغاز کرد.[۷] او در ۲۴ می۱۹۳۱ به عنوان یک راهبه قسم یاد کرد و نام ترزا را از "تِرِزا اهل آویلاً، راهبهٔ اسپانیایی و بنیانگذار یکی از جریانهای رهبانیت و خدمات خیرخواهانه داشت، برای خود برگزید.[۸] او مراسم قسم خود را به عنوان راهبه به صورت رسمی در ۱۴ می ۱۹۳۷ هنگامی که به عنوان معلم در یکی از مدرسه‌های صومعهٔ لورتو در شرق کلکته مشغول به تدریس بود به جای اورد. هر چند که ترزا از آموزش دادن لذت می برد اما فقر گستردهٔ حاکم بر کلکته به شدت او را آزار می داد.[۹]

امور خیریه[ویرایش]

در دهم سپتامبر ۱۹۴۶ ترزا چیزی را هنگام سفر به دیر لورنتو در دارجلینگ تجربه کرد که خود ان را ندایی در درون ندا خواند.ترزا می‌گوید: من می‌خواستم تا دیر را ترک کنم و به مردم فقیر در حالی که در میان ان‌ها زندگی می‌کنیم کمک کنم.این یک وظیفه بود.[۱۰] ترزا کار مبلغی خود را در سال ۱۹۴۸ با به تن کردن ردایی با خط‌های آبی شروع کرد او شهروندی هند را دریافت نمود و به زندگی در میان فقرا روی اورد.[۱۱][۱۲]. در ابتدا به تدریس در مدرسهٔ موتجهیل پرداخت و سپس به پرستاری از افراد بینوا و قحطی زده روی آورد.[۱۳] کارها و تلاش‌های او خیلی زود توجه مقامات رسمی زیادی از جمله نخست وزیر هند را به خود جلب کرد.[۱۴]

ترزا در خاطرات خود می‌نویسد که ۵ سال اول کار او مملو از دشواری‌ها و مشقات زیادی بوده‌است.او درامدی نداشت و از حامی ای برای دریافت غذا و مایحتاج برخوردار نبود. ترزا در این مدت دچار احساس تنهایی و شک و تردید و وسوسه‌ای برای بازگشت به زندگی نسبتاً اسوده در دیر شد.

امور خیریه در سطح جهانی[ویرایش]

 
مادر ترزا در کنار ریگان رئیس جمهور وقت ایالات متحده و همسرش

در سال ۱۹۸۲ مادر ترزا در اوج محاصره بیروت توانست ۳۷ کودک را که در بیمارستان خط مقدم گرفتار شده بودند با آتش بسی موقت میان ارتش اسرائیل و چریک‌های فلسطینی نجات دهد.[۱۵] وی همراه با کارکنان صلیب سرخ به آن منطقه سفر کرد و توانست کودکان بیمار را نجات بخشد.[۱۶]

در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با بازتر شدن فضا در کشورهای اروپای شرقی، که قبلاً به خاطر کمونیست مبلغان مذهبی را رد کرده بودند، وی تلاشهایش را معطوف به گسترش مذهب در این کشورها کرد. او با موضعی محکم با مخالفت در برابر سقط جنین و طلاق پرداخت و شعارش این بود که: «مهم نیست آنها چه میگویند، شما باید آنها را با لبخند و کار خود تغییر دهید.»

مادر ترزا برای همکاری و کمک به جاهای مختلفی سفر کرد. از جمله برای مبارزه با گرسنگی به اتیوپی، در حادثه چرنوبیل برای کمک به آسیب دیدگان تشعشات هسته‌ای، و همچنین برای کمک به قربانیان زلزله در ارمنستان به این مناطق سفر کرد.[۱۷][۱۸][۱۹] در سال ۱۹۹۱ در اولین بازگشت به وطنش خانه خیریهٔ برادران مبلغ را در تیرانای آلبانی تاسیس کرد.

تا سال ۱۹۹۶ او ۵۱۷ مأموریت را در بیش از ۱۰۰ کشور جهان انجام داده بود.[۲۰]

بیماری و مرگ[ویرایش]

 
تندیس مادر ترزا در کوزوو

ترزا در سال ۱۹۸۳ در رم هنگامی که قصد دیدار با پاپ را داشت دچار یک حمله ی قلبی شد. پس از دومین حمله قلبی وی یک ضربان ساز دریافت نمود. در ۱۹۹۱ پس از جدال با بیماری ذات الریه در مکزیکو او دچار مشکلات قلبی بیشتر شد. به او پیشنهاد شد تا از مقام خود به عنوان مدیر امور خیریه کناره گیری کند اما راهبه‌های گروه‌های مذهبی در جلسه‌ای سری رای به باقی‌ماندن او در سمت خود دادند. مادر ترزا تصمیم انان را مبنی بر باقی‌ماندن در سمت خود پذیرفت.

در سال ۱۹۹۶ مادر ترزا در سانحه‌ای به زمین خورد و استخوان ترقوه اش شکست.در ماه اگوست همان سال او به بیماری مالاریا دچار شد و بطن چپ قلب خود را از دست داد. او یک عمل قلب انجام داد اما واضح بود که وضع جسمانی او دارد رو به وخامت می‌گذارد. هنگامی که بیماری او شدت گرفت و مجبور به بستری شد در خواست نمود تا همانند بقیه ی مردم عادی در بیمارستانی در کالیفرنیا مورد معالجه قرار گیرد.[۲۱] اسقف اعظم کلکلته به کشیشان دستور داد تا بر روی مادر ترزا مراسم جن گیری انجام گیرد زیرا که تصور می‌کرد او مورد حملهٔ شیطان قرار گرفته‌است.[۲۲]

مادر ترزا در ۱۳ مارس ۱۹۹۷ از مقام خود استعفا کرد و در ۵ سپتامبر همان سال زندگی را بدرود گفت. هنگام مرگ امور خیریه دارای بیش از چهار هزار راهبه و در ۱۲۳ کشور جهان مبلغ داشت. دولت هند به منظور قدردانی از زحمات مادر ترزا برای او مراسم رسمی ویژه ای به عمل اورد.[۲۳]

معجزات و شناخته شدن به عنوان قدیس[ویرایش]

پس از مرگ مادر ترزا واتیکان تحقیقات خود را در رابطه با قدیس بودن او اغاز کرد.

در سال ۲۰۰۲ واتیکان شفا یافتن زنی هندی را که توموری در شکم خود داشت و با نگاه کردن به عکس ترزا بر روی یک یادگاری بهبود یافته بود را به عنوان معجزه به رسمیت شناخت. مونیکا بسرا زن شفا یافته در این رابطه می‌گوید که پرتوهایی از نور از سمت نگاره مادر ترزا تشعشع یافت تومور سرطانی وی را درمان نمود هرچند شوهر او و منابع بیمارستانی اصرار داشتند که معالجات پزشکی او را شفا داده است[۲۴]. نقدها و صحبتهای زیادی پیرامون این امر شده‌است دکتر مصطفی در این رابطه به نیویورک تایمز گفت که در واقع کیست برسا سرطانی نبوده‌است علاوه بر این او به مدت تقریباً یک سال تحت درمان بوده‌است و این نمی‌تواند یک معجزه باشد.[۲۵]

انتقادات[ویرایش]

با وجود نگرش مثبت بیشتر افراد به عملکرد مادر ترزا، برخی چون کریستوفر هیچنز و اروپ چترجی (پزشک هندی تبار زاده کلکته) دیدگاهی متفاوت نسبت به او دارند. هیچنز در سال ۱۹۹۵ میلادی کتابی بنام مقام تبلیغ گری : مادر ترزا در فرضیه و عمل [۲۶] نوشت و درآن کتاب به انتقاد شدید از مادر ترزا پرداخت. او پیش از آن نیز در برنامه مستندی بنام فرشته دوزخ (محصول سال ۱۹۹۴) که از کانال ۴ انگلیس پخش گردید، به انتقاد از عملکرد مادر ترزا پرداخته بود.
از جمله انتقادات هیچنز می‌توان به ارایه خدمات ناکافی و نادرست به بیماران بستری در مرکز خیریه مادر ترزا در کلکته اشاره کرد. او در کتاب خود به گزارش دکتر رابین فاکس در مورد استانداردهای درمانی در مرکز خیریه کلکته اشاره می‌کند. دکتر رابین فاکس یکی از ویراستاران مجله معتبر پزشکی لانست است و گزارش او در سپتامبر سال ۱۹۹۴ میلادی در مجله لانست منتشر گردید. در بخشی از گزارش، دکتر فاکس اشاره می‌کند:" مرد جوانی با وضعیتی نابسامان در مرکز پذیرفته شده بود. او از تب بالایی رنج می‌برد. داروهای تجویز شده برای وی تتراسایکلین و استامینوفن بودند. مدتی بعد یک پزشک داوطلب در معاینه خود با تشخیص احتمالی مالاریا، داروهای بیمار را به کلروکین تغییر داد. آیا کسی نمی‌توانست برای تشخیص درست نگاهی به نمونه خون بیمار بیندازد؟ آنگونه که به من گفته شد در آن جا به ندرت اجازه هرگونه ارزیابی داده می‌شد. آیا خواهران روحانی نمی‌توانستند از یک الگوریتم ساده برای افتراق بیماری‌های درمان پذیر و بیماری‌های درمان ناپذیر بهره برند؟ پاسخ باز هم منفی است. مادر ترزا دخالت الهی را به هرگونه برنامه ریزی ترجیح می‌داد. اصول وی برای مقابله با هرگونه پیشروی به سوی ماده گرایی و ماتریالیسم طراحی شده بودند.[۲۷] "
در مستند فرشته دوزخ یکی از داوطلبان بنام مری لودن که مدتی در مرکز خیریه کلکته مشغول به خدمت داوطلبانه بوده است، از استفاده مکرر سرسوزن‌ها و سرنگ‌ها دچار حیرت گردیده بود. هنگامی که وی دلیل این که چرا خواهران روحانی بدون ضدعفونی کردن، تنها به آب کشیدن سوزن‌ها بسنده می‌کنند را جویا گشت، یکی از خواهران روحانی به او پاسخ داد که شستن کافی است و نه دلیلی و نه زمانی برای ضد عفونی کردن وجود دارد.[۲۸]
کریستوفر هیچنز ذکر می‌کند که مادر ترزا به جای استفاده کردن از صدقات در جهت کاهش فقر و بهبود شرایط مراکز نگهداری بیماران در حال مرگ، آن پول‌ها را برای باز گشایی صومعه‌های تازه و گسترش فعالیت‌های تبلیغی اش بکار می‌گرفت. از دیگر اشکالاتی که بر مادر ترزا گرفته می‌شود دریافت پول از افرادی مستبد ( چون خانواده دوالیه دیکتاتور هائیتی) و فاسد (چون چارلز کیتینگ، محکوم به فساد شدید مالی) بود. مادر ترزا مبلغ ۱٫۴ میلیون دلارصدقه از چارلز کیتینگ دریافت داشت و پیش و پس از دستگیری کیتینگ به حمایت از وی ادامه داد. پل ترولی دادیار منطقه‌ای لس آنجلس، در نامه‌ای به مادر ترزا، از وی برگرداندن مبلغ صدقه دریافتی از کیتینگ را در خواست کرد. دلیل وی استرداد پول سرقت شده از سوی کیتینگ به صاحبان اصلی آن (که برخی خود بسیار فقیر بودند) ذکر شد. ترولی هرگز پاسخی دریافت نکرد و پول صدقه داده شده هرگز به صاحبان اصلی اش بازنگشت.[۲۹]

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۴/۰۹/۰۶ساعت 11:39  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 

یکی دیگر از شخصیتهای که ناگهانی و فاحش در مقابل توجیه خون فرخنده موضع گرفت نیز امروزه آن محبوبیت قبلی خودش را ندارد.

 
‎صفحه استاد محمد حسینی فطرت Sayed Mohammad Hossaini Fetrat‎'s photo.
‎صفحه استاد محمد حسینی فطرت Sayed Mohammad Hossaini Fetrat‎'s photo.
‎صفحه استاد محمد حسینی فطرت Sayed Mohammad Hossaini Fetrat‎'s photo.
‎صفحه استاد محمد حسینی فطرت Sayed Mohammad Hossaini Fetrat‎'s photo.
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۳۰ساعت 4:15  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 

بیا مهدی بیاور صلح کل را

نفسهای مسیح و روح گل را

نگر قرآن به دست انتحاری

نموده گم همه معنای «قل» را
++
بیا ای جان هستی و حقایق

بیاور شادی و روح دقایق

مسیحای منی ای نفس قدسی

بشو مرهم بر این زخم شقایق
***
صلیبت چون مسیحا تک و تنها

ببر با خود برون از ما و من ها

حیات جاودانی بهر خود شو

مکن عادت میان این کفن ها
***

مسیحای منی ای مهربانم

بر افروز مشعل فیضت به جانم

ببینم پرتو صبح مذاهب

زده سر از بلند آرمانم
***
مسیحای دلم با من سخن گو

خدا گونه علاج این وطن گو

بیاور در معابد روح حق را

رموز زندگی را با کفن گو
***
مسلمان مست نام کفر و دین است

بگیرد صورت و گوید همین است

دیگر افسانه می داند سرودی

که برتر از بهشت و حور عین است
افراطیون و حکام بلاد اسلامی، دین اسلام و مسلمانان را به گرو گرفته اند و از آن برای رسیدن به مقصد شوم خود استفاده می کنند. کاش روزی برسد اسلام از چنگ گروه های آدمکش نجات یابد. امروز باز هم یکی از گروه های جنایتکار به ظاهر مدافع اسلام در فرانسه جنایت کردند.

 
Sayed M. Hossaini Fetrat's photo.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۴ساعت 11:58  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
من به عنوان کسی که در رشته جامعه شناسی مطالعه کرده ام تظاهرات آرام و مدنی و خود جوش مردم کابل را در قبال جنایت سر بریدن زنان و دختر نه ساله تحسین می کنم و بر چنین احساسهای زلال درود می فرستم. چنین رفتارهای نشانه بیداری حس وجدان توده های مظلوم در مقابل حکام و اربانان زور و زر و تزویر می باشد و صدای خداست که از حلقوم خلق و از حلقوم بریده این مسافران سر بریده شده علیه جهل و قساوت و تعصب به صدا در آمده است.

Sayed M. Hossaini Fetrat's photo.
Sayed M. Hossaini Fetrat's photo.
Sayed M. Hossaini Fetrat's photo.
Sayed M. Hossaini Fetrat's photo.
Sayed M. Hossaini Fetrat's photo.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ساعت 13:21  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
در مدت زمانی که گاه کاه فرصت پیدا می کردم و متون ادیان را مرور می کردم «اوپانیشاد»، «اوستا»، «بهگود گیتا»، «تاووته چینگ»، «انجیل»، «تورات»، و سایر متون مقدس ادیان را مرور می کردم به داستان زیبایی در انجیل بر خوردم که عمیقا برایم قابل توجه و تکان دهنده بود و آن اینکه عیسای روح الله در شام آخر همه یارانش را غافل گیر کرده و پاهای آنان را یکایک شسته و به آنان نیز دستور می دهد که این چنین نماد رحمت و تواضع باشند. یا حضرت شان مریم مجدلیه را که علمای یهود می خواستند به جرم زنای مسلم، سنگسار کنند از چنگ آنان رها کرده و حکم الهی تورات را در حق او تعطیل می کنند.

بعدا دیدم همین موضوع شستن پاهای حواریون را متون اسلامی هم تایید می کند و در کتاب اصول کافی تاریخ انبیا، هم این داستان را از امامان شیعه نقل کرده اند که آنان گفته اند حضرت عیسا چنین کرده اند.
از قدیم تا حالا یکی از اعمال دینی مسیحیان که رهبران مسیحی قرنها ادامه داده اند همین رسم هست که پاهای مردمی که مورد تحقیر و طرد جامعه قرار گرفته اند می شوید و پاپ اخیر که عالی ترین رهبر مذهبی مسیحیان هست بارها با دستان خودش پاهای یک عده را شسته است و در میان آنان گاهی مسلمان هم بوده است و از مسیحیان اروپا خواسته است با مهاجرین سوری و عراقی و افغان برخورد نیک کنند و آنان را در خانه های شان پناه دهد تعلیمی که خشم نژاد پرستان اروپا را بر انگیخته است.
نا گفته پیداست در واکنش به ا اعمال و نقل قول های داستانهای چنین همیشه یک عده هستند که بر اساس پیشداوری خودشان این اعمال و اقوال پاپ ومعتقدان پیروان مسیح را ریا کاری می دانند ولی ورای این برچسب، باید متوجه باشیم که مدعیان و متولیان دین اسلام در قرون اخیر و معاصر از تواضع، رافت، و جایگاه محبت و فداکاری در دین شان به ندرت سخن می گویند و خدا را خشن، متعصب، کینه توز و قاصم الجبارین معرفی می کنند و به توصیه ی که حضرت عیسا به حواریون کردند « اگر کسی سیلی به صورت راست شما زد شما صورت چپ را به سمت او کنید تا او شرمنده شود» را با آب و تاب مسخره می کنند غافل از اینکه که حضرت عیسی مقرب خداست و گفته های او مبتنی بر وحی و حقیقت و حکمت هست. همچنین متولیان اسلام! به این مساله جدی نیندیشیده اند که روز به روز مردم جهان با ظهور جریانهای خشن از دامن مسلمین، و ظهور خشونتهای پیاپی و فتواهای انکار ناپذیر مفتیان دین، نسبت به تعالیم اخلاقی دین بدبین تر می شوند.
امروزه مردمان جهان با شعارهای دهن پرکن و ادعاهای داعیان دین، به این دین و آن دین گرایش پیدا نمی کنند بلکه به وضعیت پیروان و متولیان ادیان بیشتر نگاه می کنند و این حقیقت تلخ را به رخ همگان می کشند که «اگر دین اسلام بهترین دین هست چرا همیشه متدینان و متولیان آن باهم و با مردم شان نهایت ترشورویی را دارند و تشنه به خون و تکفیر هم هستند. سنی شیعه را کافر و مشرک می داند و شیعه سنی را منحرف و هر دو عارف و صوفی را و هر سه فیلسوف و هر چهار شاعر و هنرمند و در مجموع همه شان پیروان سایر ادیان و ماهب را؟» 
امیدوارم که روزی برسد که متولیان دین در ممالک اسلامی از اسلام شعاری که دکانی برای یک عده شده است و یا ابزار سیاست سیاستمداران گردیده، عبور کرده و سیمای درست تر و زیباتر و قابل قبول تری از اسلام را در عمل و جاذبه دینی و در فداکاری و در تبلیغ عملی نشان دهند.
=
جهت مزید معلومات علاقمندان، در زیر به نمونه ای از احادیث اسلامی که داستان فوق را تایید می کند نقل می کنم:
حواريون در روايات اسلامي
در پاره اى از روايات گفت وگوهايى از حضرت عيسى با حواريون در برخى از مسافرت هايى كه مى كرده است نقل شده و در دستورهاى اخلاقى و پند و اندرزهايى نيز كه از آن بزرگوار به جاى مانده است:
1) كلينى در حديث مرفوعى روايت كرده كه عيسى به حواريون فرمود: مرا به شما حاجتى است كه مى خواهم آن را برايم برآوريد. گفتند: حاجتت برآوده است . عيسى برخاست و قدم هاى آن ها را شست ، حواريون گفتند: ما به اين كار سزاوارتر بوديم اى روح خدا! عيسى فرمود: سزاوارترين مردم به خدمت گزارى ، مرد عالم و دانشمند است و من فروتنى و تواضع كردم تا شما نيز مانند من پس از رفتنم در مردم فروتنى و تواضع پيشه سازيد. سپس عيسى فرمود: حكمت با تواضع و فروتنى آباد گردد، نه با تكبر، چنان كه زراعت در زمين هموار مى رويد نه در كوه.
2) صدوق در خصال از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه حواريون به عيسى عرض كردند: اى آموزنده ئ هر خير و نيكى ! به ما بياموز كه چه چيزى سخت ترين همه چيزهاست ؟ عيسى فرمود: سخت ترين چيزها خشم خداى عزوجل مى باشد. پرسيدند: به چه وسيله اى مى توان از خشم خداوند پرهيز كرد؟ فرمود: به اين كه خشم نكنيد. گفتند: ابتدا و آغاز خشم از چيست ؟ حضرت فرمود: از تكبر و سركشى و كوچك شمردن مردم مضمون اين حديث را مولوى چنين به نظم آورده است: گفت عيسى را يكى هوشيار سر چيست در هستى ز جمله صعب تر گفت اى جان صعب تر خشم خدا كه از آن دوزخ همى لرزد چو ما گفت از اين خشم خدا چبود امان گفت ترك خشم خويش اندر زمان كظم غيظ است اى پسر خط امان خشم حق باد آورد دركش امان.
5) در امالى طوسى از امام صادق ( ع ) روايت شده كه عيسى بن مريم به اصحاب خود فرمود: براى دنيا كار مى كنيد، در صورتى كه به واسطه كار و عمل در دنيا روزى مى خوريد و براى آخرت كار نمى كنيد با اين كه درآن جا به جز از راه كار و عمل روزى ندايد. واى بر شما اى علماى سوء ( و دانشمندان بدكار) مزد را مى گيريد ولى عملى انجام نمى دهيد. نزديك است كه كارفرما كار خود را بخواهد و زود است كه شما از اين دنيا به تاريكى قبر برويد. چگونه از اهل علم و دانش است كسى كه به سوى آخرت مى رود، ولى به دنيا رو آورده است بدان چه زيانش مى زندعلاقه مندتر است از آن چه سودش دهد.
6) در كتاب اصول كافي (كه يكي از كتاب هاي مهم واصولي شيعه است)، ج 1، ص 48، ح 3 از رسول خدا روايت كرده است:
حواريون از عيسى بن مريم پرسيدند با چه كسانى مجالست و هم نشينى كنيم ؟ فرمود با كسى كه سه خصلت دارد:
- ديدار او شما را به ياد خداوند اندازد.
- گفتار او بر علم شما بيفزايد.
- كردار او شما را به آخرت ترغيب نمايد.
پيامبر اكرم مي فرمايد: همنشين خوب مانند عطار است . اگر از عطرش به تو ندهد، از مجالست با او معطر و خوشبو مى شوى . و همنشين بد مانند حداد و صاحب كوره است كه اگر تو را به شراره آتش خود نسوزاند، دودش به تو مى رسد.
سرانجام كار حواريون
حواريون ، پس از عروج حضرت عيسى به آسمان به ميان مردم رفته وآن ها را به شريعت آن حضرت دعوت مى كردند و رساله ها به اطراف نوشتند و گروه بسيارى را به دين مسيح درآوردند تا سرانجام چنان كه گفته اند هر كدام به نحوى به دست امپراتوران و سلاطين و ساير سركشان بنى اسرائيل به قتل رسيدند. بعضى را در ديگ روغن داغ شده انداختند،برخى را سنگ سار نمودند، عده اى را از بناهاى بلند به زمين انداختند وسر و دستشان را شكستند و خلاصه هر يك به نوعى به شهادت رسيدند.تنها ميان ايشان يهوداى اسخر يوطى بود كه خيانت كرد و عيسى را دربرابر بهاى اندكى كه از يهود دريافت كرده بود، تسليم نمود.

 
Hosaini Fetrat's photo.
Hosaini Fetrat's photo.
Hosaini Fetrat's photo.
Hosaini Fetrat's photo.
Hosaini Fetrat's photo.

کارکرد دین باید محبت، تواضع و خدمت باشد نه تکفیر و خشونت!

کارکرد دین باید محبت، تواضع و خدمت باشد نه تکفیر و خشونت!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ساعت 12:56  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۸ساعت 4:42  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
درسوگ سرهای بریده؛

رخدادهای تلخ و نو به نو که یکی پس از دیگری فراموش و عادی می شود و ما فقط سوگوارانه آن ها را تعقیب و پیگیری می کنیم.
دقیقا روزهای پس از صلح بود که احساس بسیار بدی داشتم وبخشی از آن را نیز در همین صفحه منعکس نمودم اما عده ی مرا به بی اطلاعی متهم کردند و گفتند کار هیئت صلح و مردم جاغوری نرمش هوشمندانه بوده است. و اما من هم چنان نگران بودم تا اینکه امروز گزارش شهادت شهدا و سرهای بریده در خبرگذاری ها منعکس شد!
در دمندانه تر اینکه فرهنگیان ما، به جای یک تنفس عمیق به بازخوانی رویدادهای پیرامون، به جنجال های مشمئز کننده و بگو مگوهای رخداد انتخابات پارسال مشغولند؛ چیزیکه ارزوی افغان ملیتی ها را برای شعار هزاره به گورستان بیش از پیش قوت می بخشد.
فقط می توانم بگویم متأسفم.

 
Abdulali Adeli's photo.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۸ساعت 4:31  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
 زنان افغانستان در کام جهنم جهالت!

مریم منصف و رخشانه هر دو از افغانستان است؛ مریم که از دست فرهنگ خشونت پرور و متحجرانه و متعصب افغانستانی فرار توانست و رفت کانادا، نماینده پارلمان شد و شامل کابینه پیشنهادی در شمار وزیران نیز است؛ رخشانه که اینجا ماند، با سنگ او را کشتیم! آنجا یک سیک که مهاجر است بر اساس لیاقت سالاری در مقام وزارت دفاع می نشیند و اینجا سیک ها را که قرنها هموطن ما بوده اند را هر روز تحقیر و تهدید بیشتر می کنند. 

صلاح کار کجا و من خراب کجا 
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
هر کجا فرصت، آزادی، امنیت، آسایش و و خرد و عقلانیت و محبت و صداقت است آنجا جلوه خداست. به مناسبت سنگسار رخشانه شعری را که دو سال قبل سروده بودم باز نشر می کنم :

بانوی میهن بیا با پرچم پر افتخار

مشتعل کن از سرودت کوچه های این دیار

غنچه های کهکشانی ترا نادیده اند

آسمانهای تمدن آسمان نور یار

صد مسیحا و فلاطون در کفت بالیده اند

عاشقان و عارفان و حاکمان و شهریار

تشنگان دشنه و جهل و سیاهی پی به پی

بهر نابودی تو بستند کمر در انتحار

گه ببرند بینی ات گه مکتبت آتش زنند

نیمه شب­ها می کشند نقشه برای سنگسار

گه ترا در کودکی کردند عروس مرد پیر

گه اسید پاشیده کردند صورتت در قندهار

نور گوهرشادی ات از قلب تو دزدیده اند

هم نخواهند رابعه آید سوی بلخ و مزار

روشنی هر تمدن از کف دستان تست

روشنی ات را روایت کرده اند تاریک و تار

منکر ابعاد مسجود بودنت را دیده ی؟

جلوه های حق دمادم از جمالت آشکار

دشنه ­ی خونین­شان کوبند به دست و پیکرت

وحشیان طالبی کردند ترا در کنج غار

کور و کر آبستنت خواهند و بعدش مردنت

شان تو زیستن نباشد بهر خود در روزگار

مهملاتی پوک و بی معنا فروشند پی به پی

یک دهان دارند گشاده بهر تکفیر و شعار

ریش بلعامی به کف با دام تزویر و ریا

مثل حربا بس ملایم با سموم و نیش مار

ای عجب اهریمنان بر هر زن و مردی ستم

کرده اند در این دیار و در همه شهر و دیار

مثل خفاشان علیه حضرت سیمرغ پاک

سهروردی ها و منصور برده اند بر روی دار

گاهی با دین خدا فتوای خونین داده اند

گاهی چون قاضی شریحی بر سر نرد قمار

گاهی مثل ابن ملجم محو صورت گشته اند

گاهی در کرب و بلا خنجر زنان قلب یار

فطرتا کمتر بگو از قصه­ ها و غصه­ ها

غصه­ ی زنها و هم مردان پاک روزگار

 
Hosaini Fetrat's photo.
Hosaini Fetrat's photo.
Hosaini Fetrat's photo.
Hosaini Fetrat's photo.

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۶ساعت 23:19  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
  شفقت خدایی مسیحا

در دادگاه پيامبر

يکي نامرد نصراني ،
زني را نزد عِيسي برد ،
و در محضر شهادت داد ،
که اين زن پاکدامن نيست.
...
...زن از شرم گنه ،
چون آهوي زخمي هراسان بود ،
و مرواريد اشکش ،
از خجالت روي مژگان بود ،
* * * * * * * * * * * * * * * *
مسيحا ،
از تآثر ،
همچو گردابي به خود پيچيد ،
و توآم با سکوتي سوي ياران ديد ،
ز چشم همرهانش ،
ناگهان برق غضب جوشيد ،
يکي آهسته ،
اما با ادب پرسيد ،
که اي روح مقدس ،
از چه خاموشي ؟
چرا از جرم اين پتياره ،
اين سان ديده ميپوشي ؟
سزاي اين چنين جرمي ،
مگر بر تو مبرهن نيست ؟
* * * * * * * * * * * * * * *
ولي فرزند مريم ،
همچنان با شاخهء خشکي که بر کف داشت ،
نقشي بر زمين ميزد ،
و با پاي تفکر ،
گام در راه يقين ميزد ،
که ناگه ،
اعتراض ديگري ،
زان جمع بالا شد ،
که اي عيسي!
چه ميخواهي ؟
گناه او نمايان است ،
سزايش سنگساران است ،
چراغ عفت مريم ،
درون سينهء اين ديو روشن نيست
و اين بدکاره را راهي ،
به جز در زير سنگ شرع مردن نيست.
* * * * * * * * * * * * * * *
مسيحا از پي انديشه اي کوتاه ،
سکوت تلخ را بشکست ،
و چون روشن چراغي ،
در ميان دوستان بنشست ،
وگفت: آري ،
سزايش سنگساران است ،
وليکن سنگ اول را ،
به سوي اين زن آلوده در عصيان
کسي بايد بيندازد ،
که خود عاري ز عصيان است ،
و دامانش ،
رها از چنگ شيطان است ،
و ميپرسم
که مردي با چنين اوصاف
،
اندر جمع ياران
است ؟
* * * * * * * * * * * * * * *
مسيحا ،
حرف خود را گفت ،
و سر را در گريبان کرد ،
و همراهان خود را ،
زان قضاوت ها پشيمان کرد ،
کي را جرئت ،
که نزد پاک جانان
جان خود را ،
پاک از لوث خطا بيند ،
کي را ذهره ،
که خود را پاک ،
نزد انبيا بيند.
* * * * * * * * * * * * * * * *
پس از لختي ،
کزان بي حرمتي ،
ياران خجل گشتند ،
و از محضر برون رفتند ،
مسيحا ماند و آن زن ماند ،
و عيسي با زبان نرم ،
آن محجوبه را فهماند
و با اندرز هاي پاک ،
بذر عفت و نيکي ،
به دشت خاطرش افشاند ،
و آن زن ،
با هواي تازه اي ،
بيرون ز محضر شد ،
و تصوير نوي ،
از شرع ،
در ذهنش مصور شد ،
که از خون بني آدم ،
چراغ شرع روشن نيست
و راه شرع ،
تنها راه کشتن نيست ،
* * * * * * * * * * * * * * *
ترا ،
اي ادعا پرداز احکام مسلماني ،
نميگويم مسيحا شو ،
که ايمان پيمبر ،
در دل و جان تو و من نيست ،
ولي سر در گريبان کن ،
و از خود نيز پرسان کن ،
که : که اعمال تو آيا ،
گاهگاهي ،
بد تر از کردار آن زن نيست ؟
و از داغ هزاران جرم پنهاني
بگو اي مرد ،
ترا آلوده دامن نيست ؟

 
Hosaini Fetrat's photo.
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۶ساعت 23:16  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
 من در میان کابلیان نبودم تا با آنان علیه جنایتهای که علیه مردم بیگناه و زنان و دختران وطنم جاریست فریاد بزنم. بدین وسیله از راه دور با قلب نزدیک و دردمند خشونت های خشونت پرستان را محکوم می کنم و معتقدم جهان و میهن مان به صلح و محبت نیاز دارد و فرهنگ نوعدوستی را باید ترویج کنیم.

 Sayed M. Hossaini Fetrat's photo.

 

 « زنان افغانستان » قربانی دینداری خشن و انسان ستیزانه شورای علما و متدینان!

انسان کرامت ذاتی دارد و اسلام باید دین رحمت برای زندگی انسانی باشد و قرار هست آدمیان را مصدر رحمت، محبت، نوعدوستی و بهشت افشانی سازد. دینداری واقعی باید منادی وحدت نوع بشر و گسترش محبت و معرفت باشد و در آن ارتداد و مرتد دانستن مخالفین و تکفیر دیگران نباید جای داشته باشد. باید این را بپیریم «سعادت در انحصار مسلمانان نیست.» و باید هم این حقیقت تبیین و عملی شده و در معرض دید بشریت و جهانیان نشان داده شود، چه اینکه در اولین داستان قران، آدمی مسجود فرشتگان معرفی شده و در جای جای آن کرامت آدمی فارغ از جنسیت و دین و مذهب و قومیت مورد تاکید قرار گرفته است و ارزشگذاری به نوع بشر اصل اصیل دین هست « ولقد کرمنا بنی آدم» و از منظر شرع و نگاه دینمدارانه به دیگران، نه تنها اصل بر پاکی، برائت و بیگناهی افراد است و نباید کسی، کسی دیگری را حقیر، پست، نجس، متهم به عمل خلاف دین و ارتداد نموده و خون و مال و احترام و آبروی کسی را هتک نماید بلکه باید برای تکریم دیگران جانفشانی و ایثار نیز نماید. پیامبران الهی همه بدون استثنا اهل رحمت بوده اند و مدافع مظلوم. قران کریم همواره خداوند را با صفت رحمن، رحیم، ارحم الراحمین، رئوف، لطیف، غفور، تواب، یاد نموده است و حضرت عیسی (ع) خداوند را عین محبت و عشق میداند و میگوید « خداوند عین محبت است»(God is love).

سخت گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون آشامی است

برای تنوع سخن بد نیست داستان متواتری را نقل کنیم که در توصیف و حالات حضرت عیسای روح الله (ع) که از پیامبران اولوالعزم اند، آورده اند روزی متشرعان و فقیهان دیانت حضرت موسی (ع) می خواستند بر زنی زانیه ی به نام « مریم مجدلیه» حدّ شرعی سنگسار جاری کنند وقتی حضرت شان از راه رسیدند، به جای همنوای با فقها برای اجرای حدود، مانع سنگسار آنان و به ظاهر حکم و حد الهی شدند چون به نیکی و فراست الهی و آسمانی واقف و مبلغ این موضوع بودند که جوهر دین خشونت نبوده بل رحمت است و همین که در سیمای آن زنی که جرمش ثابت نیز شده بود حضزت شان آثار ترس، شرم و پشیمانی را دیدند فریاد برآورند که :« اولین سنگ را کسی می تواند بزند که خود گناه نکرده باشد» و با این اخطار، مانع سنگسار آن زن شدند و سنگسار کنندگان قشر بین را به دادگاه وجدان خودشان ارجاع دادند و آن زن را از سنگسار مردان خشمکین نجات دادند و کرامت و رافت پیامبرانه را به نمایش گذاشتند و عده ی زیادی را متوجه جوهر و رحمت نهفته در دینداری کردند و آن زن هم قلبا منقلب شده و از پارساترین افراد روزگار و حواری او شدند و قس علی هذا که در میان اصحاب پیامبر و عرفای بزرگ گناهکاران بزرگی را می بینیم که منقلب و تشنه محبت و عشق به خدا شدند افردی چون فضیل عیاذ، سنایی غزنوی و بشر حافی و ...

در تاریخ آمده است پیامبر اکرم قاتل عمویش حمزه سیدالشهدا را بخشید و همینطور سیره اش همواره عفو بوده است، قران در وصف اخلاق پیامبرانه می فرماید « انک لعلی خلق عظیم» و نیز می فرماید « و ما ارسلناک الی رحمه للعالمین» و از همه مهمتر اینکه حضرت رسول بر کسانی که حضرتش را سنگباران می نمود و یا سر راه حضرتش خار می ریختند بدون کینه آنان را مورد شفقت قرار داده و در موقع بیماری آنان و یا هر مناسبت اخلاقی و انسانی دیگر به عیادت و نوازش دشمنان خود و دینش یعنی کافران و به اصطلاح اهل ظاهر افراد « نجس » نیز می رفته است و بر چنین کارهای خارج از دایره فقه، افتخار و اصرار نیز میکرده است و هیچگاه سیره و اخلاقش تدافعی و انسان ستیزانه نبوده است.

حضرت شان هیچگاه ادعای مسلمانی افراد تازه مسلمان را، بر اساس اصل « توهم توطئه » و یا « تفتیش عقاید» و یا « بدگمانی به نفاق » و یا احتمال نفوذی بودن آنان از سوی امپراتوری ایران و روم و ... رد نمیکردند و یا بر اساس احتمال اینکه این افراد ممکن است در آینده به جامعه و دین شان ضرری بزنند و یا در گذشته بت پرست و پیامبر ستیز , قران سوز و انسانهای نهایت شرور بد بوده اند، رد نکرده اند. و از اصول اهریمنی اینچنین که در سیاست مدرن سیاست بازان استفاده میشود، حضرت شان استفاده نمی کردند، اصولی که در ذهن جوانان مومن ما، باعث « فرخنده سوزی و مرتد خوانی او» شد و بر پیشانی دینداری آنان و ما و جامعه دینی و فرهنگی افغانستان لکه ننگ ایجاد نمود و عید نوروز را به کام همگان زهر نمود و عمق جهل و تعصب فرهنگ انسانیت ستیز جاری ما را نشان داد. جنان که مولانا دردمندانه می سراید:
ما ز قران مغز را برداشتیم
پوست را بر دیگران بگذاشتیم

از یاد نبریم پیامبر اسلام، متوجه بودند که ابوسفیان و اصحاب ابو سفیان و خیلی های دیگری که در فتوحات اسلامی به صورت ناگهانی بخصوص در فتح مکه به اسلام گرویدند، افرادی بودند که سالها خون آشامیها کرده بودند و قرانها سوزانیده بودند و مسلمان کشیها کرده بودند و اسلام آوردن ناگهانی چنین افرادی در لحظاتی چون فتح مکه، مبتنی بر ترس و حفظ جان هست ولی پیامبر اسلام و دینداری آنان را می پذیرفتند و نمی گفتند که «چون شما در گذشته ضد اسلام بوده اید و قدیس کشته اید و قران سوزانیده اید و یا ممکن هست شما در آینده برای جامعه خطر ایجاد کنید و نفاق ورزید و یا اظهار ندامت تان مبتنی بر ترس و حفظ جان و تقیه باشد، باید نابود و سلاخی شوید.» بلکه با بزرگواری می بخشیدند و حتی با آنان بیشتر از مومنان خوبی می ورزیدند. و حضرت شان بر اساس دلربایی و اخلاق ملکوتی فتح دلها میکرد و متکی بر شمشیر نبودند و قران کریم هم صریحا به ما مسلمانان موروثی و اسمی و شعاری می فرماید:« و لا تقولو لمن القی الیکم السلام لست مومنا» یعنی اگر کسی همین که اقرار کرد من مسلمانم و خود را به یک نوعی باورمند به اسلام خواند، نباید کس دیگری هرچند عالم و فقیه و بالاتر از آن باشد، بگوید « تو غیر مسلمان و مرتدی چون بر اساس درک و شناخت و باور من، مسلمانی نیستی»! باور و گفتمان تکفیری و بدبینی و انسان ستیزانه و قشری که در قرون اخیر به تدریج رشد کرده و امروزه بیشتر از همه در سیمای گروه های تکفیری نو ظهور در عراق و سوریه مشاهده می کنیم. چنان که حافظ می گوید:
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

بر اساس همین اصل، در طول تاریخ همه اندیشمندان بزرگ و دور اندیش اسلام کوشیدند همدیگرپذیری و تساهل و مروت و مدارا را در عرصه دینداری و احتماعی و فهم و قرائتهای مختلف از دین، ملاک قرار داده و افراد و گروه های دیگری را هرچند با اسلام آنان ناسازگار بوده اند، حتی المقدور متهم به کفر و زندقه و ارتداد نکنند و به نیکی میدانستند که تکفیر افراد و مذاهب اسلامی و گروه های قومی و خونی بر اساس بد گمانی فاجعه می آفریند، همچنان که در صدر اسلام خوارج از ابزار تکفیر استفاده می کردند و فجایع زیادی به بار آورند و در صحرای کربلا نیز دشمنان امام حسین (ع) این فتوا را شایعه و همگانی کردند که « خرج الحسین (ع) من دین حده قتل بسیف جده» و بر اساس یک فتوا یا برداشت ناقص افرادی چون قاضی شریح و توده های نا آگاه، یگانه نواده پیامبر اسلام امام حسین(ع) را در صحرای کربلا تکه تکه کردند و بعدها متوجه شدند در میان امواج تبلیغات و احساسات و شعارهای سیاسی و قشری، چه اشتباهی آفریدند و از میان آنان گروه توابین شکل گرفت و امروزه هم تلویزیونهای مذهبی زیادی با عناوین اسلامی شعارهای تکفیری نسبت به دیگر ادیان و مذاهب و یا جریانهای سیاسی و حزبی و رسانه ی خلق کرده و یا اختلاف میان شیعه و سنی و ... را دامن میزند و متاسفانه اسلام را به اسلام رسانه ی، سیاسی و دکانداری تقلیل داده اند.

در اسلام برای فردی، وظیفه و اجازه نیست که در مورد ایمان و باور قلبی دیگر افراد قضاوت و کنجکاوی و تفتیش عقیده کند، به همین دلیل در طول تاریخ و تمدن اسلامی گروه های متنوع و متکثری از هنرمندان و شاعران و فلاسفه و عرفای اسلامی گرچند شطحیاتی شبه ناک زیادی می گفتند و آثار فکری و هنری زیادی که با سلیقه و دینداری فقیهان مخالف بود، خلق کردند ولی از سوی فقیهان عالی مشرب، کمتر به کفر متهم شدند و اتفاقا همین فلاسفه و عرفا و ادبا و هنرمندان در گسترش قرائتهای فلسفی و عرفانی و ذوقی از اسلام و متمایل کردن پیروان سایر ادیان و خلق آثار تمدنی نقش اساسی داشتند. افرادی چون مولانا، ابن سینا، سهروردی، حافظ ، عطار، ابن عربی و ... همه در ارائه قرائتهای ذوقی و شیرین و جذاب و مخملین از دین بر اساس زیبایی شناسیهای دینی، بخصوص برای پیروان دیگر ادیان و مذاهب و جوامع، و گسترش اسلام نقش بسزایی داشتند و فقیهان بزرگ و محتاط کوشیدند به آسانی، به تکفیر آنان نپردازند. یادمان نرود که ابن سینا را تلویحا غزالی و دیگران تکفیرش کرده بودند ولی او مستانه میسرود:
کفر چو من گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آنهم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود

از دیگر سو نیک می دانیم که دین باید بر مقتضای فطرت آدمیان باشد « فطرت الله التی فطر الناس علیها ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لایعلمون» به همین مناسبت باید گفت فطرت آدمیان در همه جوامع تشنه ی نیکی و محاسن، خدمت، عشق ورزی، محبت، عفو، گذشت، ترحم و ادای حقوق متهمان بوده و همه ادمیان تشنه شفقت و نوعدوستی و لطف به دیگران است و همجنان خشونت، پلیدی، درندگی، جنایت، ایجاد رعب و حشت، اتهام ،غیبت و سوء ظن، خودبرتر بینی و ریا و تظاهر و تعصب ورزی و کورکورانه قضاوتها، در همه فرهنگها و جوامع و نزد همه معلمان اخلاق و ادیان نکوهش شده است و در اسلام نیز همواره بر اصول مسلم اخلاقی تاکید شده است و در جای جای قران بر اخلاقیات و مولفه های تقوای درونی و طهارت معنوی و تطهیر اندیشه، به مراتب بیشتر از احکام شرع و اجرای حدود سفارش شده است بخصوص نشر دین به سبک متعصبانه که مورد نهی قران و خود دین نیز هست. تاکید بر « قول لین»، دعوت بر اساس «حکمت»، «موعظه حسنه » و «مجادله احسن» مورد تایید دین هست، و پیامبر اسلام هم فلسفه بعثتش را از روزهای نخست بعثت تا آخر گسترش اخلاق و بناکردن یک جامعه اخلاق مدار معرفی نموده و همواره قولا و عملا تاکید نمودند که « انما بعثت لان اتمم مکارم الاخلاق».

بنابر این ضرورت جامعه دینمدار و متولیان دین و مذهب است بخصوص در عصر حاضر این است که گوهر دلربا و گرانسنگ «مهر ورزی» را از میان دین بیرون کشیده و به همگان نشان داده و عملا تبلیغ کنند و نگذارند جوهر دین که مهر ورزی و نوعدوستی و گسترش اخلاق و فضایل و انسانیت و بهشت آفرینی هست بیشتر از این « مهجور» و تحت الشعاع قالبگرایی و قشری نگری بماند و با صدای بلند و رسا باید گفت: « ای علما کرام! ای متدینان دردمند و اهل درک! ای دلسوزان اخلاق و انسانیت و اجتماع! اگر خدای ناکرده به حقوق بشر و کرامت انسان باور ندارید و بر اساس ملاکهای قشری که دارید حقوق و احترام انسانها را در عرض حکم خدا و یا منافی مقدسات و یا منافع تان می پندارید باز هم وظیفه شما است برای رفع اتهام از دین هم که شده، از دین و شریعت و خدا و جهنم و سایر گذاره های دینی سیمای خشن ترسیم نکنید و برای رسیدن به مطامع فردی و محفلی خود نباید از دین و احساسات دینی استفاده ابزاری و سیاسی و تجاری نمود. » چه رسد به اینکه به اعتقاد افراد زیادی از جمله صاحب این قلم بخشی از فلسفه دین و شریعت در عرصه اجتماع دفاع از حقوق بشر و دفاع از حق الناس است و در جای جای دین دلیل داریم بر اینکه حق الناس بر حق الله مقدم دانسته شده اند و صاحبان فن و دانش بر این مسئله واقفند و همه فقهای مشهور گفته اند وقتی نماز میخواهی بخوانی نباید بر حق الناس یعنی مال و زمین و فرش غصبی نماز بخوانی و اگر طلبکارت از راه رسید قبل از نماز ادای دین کرده و حق الناس را احترام کن و موارد دیگری که زیاد هست.

امیدوارم که قتل و سوزاندن «فرخنده» آنهم به صورت فجیع در میان امواج احساسات کور دینی جوانان رسانه زده و بیگانه با تاریخ و تمدنها و اخلاق پیامبران و بیسوادان خودسر و خود جوش و کاسه های داغتر از آش و غیرتها و غرورهای کاذب و شیطانی، عبرتی و مایه بیداری و تامل و تغییر نگرش و اصلاح فرهنک مان شود، فرهنگی که قرنهاست حامل بارهای منفی تعصبهای قومی و مذهبی و تکفیرها و بی اعتنای به حقوق بشر و اقوام و افراد می باشد و بدانیم چنین خودجوشیهای جاهلانه و جهنمی و تکفیرها و تعصبها و غوغا سالاریها و اتهام زدنها و قیامهای کورکورانه کردنهای به ظاهر دینی و در باطن ضد دینی ، مایه شرمساری ما در دنیا آخرت بوده و باعث فرار مغزها و خفقان و خودسانسوریها و نفاق ورزی ها و کشتن شدن «فرخنده »ها و احساس نا امنی زنان و اطفال و دیگر بیگناهان وطن شده است و در آینده نیز خواهد شد، و دمیدن بر تنور احساسات دینی بدون ملاحظه ی نیازهای جامعه و درک جهان معاصر، بستر ظهور و سلطه گروه های افراطی و خون آشام و خوارج مشرب شده و باعث نفرت مردم و گریز جوانان از هویت ملی و دینی و مفاخر تاریخی مان بیشتر از این خواهد شد.

من به عنوان کسی که سالها از عمرم در مطالعه الهیات دینی گذراندم به خاطر معتقدم که بد حجابی و بی حجابی زنان امریست منوط به اختیار و اراده آنان و نیز معتقدم که به خاطر زیارت اهل قبور اماکن مقدسه و نیز به خاطر شک در بعضی از مناسک دینی و انکار « ارتداد» و «تقلید» نباید کسی را کافر خواند و من به اسلامی باور دارم که منادی محبت باشد و در تخالف با پیروان دیگر ادیان نباشد و خوبیهای دیگر جوامع و انسانها را و عمل صالح آنان را انکار نکرده و عبادات و اعمال صالح آنان را پیشگاه هستی و صاحب هستی نادیده نگیرد.
بله « فرخنده»ی جوانمرگ و مظلوم، قدیس نبود ولی ملاحظه ی نحوه مرگ و سوزاندن و مظلومیت او و استعمال فحشهای چون « کافر، مرتد، فاحشه، نوکر خارجی و ...» و قضاوت ناگهانی و صوری مردم مسلمان ما در مورد او و سهم گیری هزاران جوان در زجر کشی او به عنوان ثواب و نیت قربتا الی الله نمودن در کوبیدن سنگ بر پیکرش و خرد و خمیر کردن و سوزاندنش، می تواند ما را متوجه عمق فاجعه ی کرده و زهر تکفیری کند که ده ها بلکه قرنهاست فرهنگ و تمدن ما را هر روزه سنگسار کرده و میسوزاند و فریاد انسانیت را خفه کرده و سلطه دیو وحشت و تعصب را مستحکمتر میسازد. و نیز امید می رود ما را شفاف تر متوجه سازد « در چنبره چنین فرهنگی، زن و دختر و خواهر یکایک ما در این جامعه امنیت و حرمت ندارند و از دینداری ما جز تعصب و تهدید چیزی دیگری برای آنان ترسیم نشده است و دردمندانه دینداری احساسی مبتنی بر سیاستبازی سیاست مداران، روح و جان این ملت را هر روز بیشتر از گذشته در خون شان تر می کند.»

سعادت در انحصار مسلمانان نیست

===

 

فراخوان عمومی عنوانی سازمان ملل متحد:
نام گروه طالبان را در لیست گروههای تروریستی اضافه کنید
عالی جناب بان کی مون
سرمنشی عمومی سازمان ملل متحد
با تقدیم سلام و تهنیت

 

همانگونه که مستحضرید گروه طالبان با هدف تصفیه ی قومی، تاسیس حکومت استبدادی دینی و توسل به خشونت به عنوان تنها راه رسیدن به اهداف و منافع سیاسی تاسیس شده و در طول سالها فعالیت چیزی جز قتل، کتشارجمعی، شکنجه، ترور، ایجاد رعب و وحشت، دشمنی با اقلیت های قومی، ایجاد محدودیت های شدید برای زنان و از بین بردن آزادی های فردی در کارنامه ی خود ندارد.
پس از حادثه ی خونین یازدهم سپتامبر و نقش بارز این گروه در حمایت از شبکه ی جهانی القاعده، امید آن می رفت که با روی کار آمدن دولت جدید در افغانستان، گروه تروریستی طالبان از ریشه نابود شود اما با سیاست های نسجنیده و موضع گیری های سست دولت مردان افغانستان، این گروه روز به روز قدرت و موقعیت بیشتری برای انجام عملیات تروریستی یافته و زندگی را به کام شهروندان افغانستان تلخ تر کرد. شهروندان افغانستان هر روزه شاهد بمب گذاری های انتحاری، حملات شبانه بالای مردم عادی و ترور افراد می باشند.
بی هیچ تردیدی گروه طالبان واجد همه ی ویژگی های یک گروه تروریستی است. این گروه مرتکب ده ها قتل عام در نقاط مختلف افغانستان شده است و به روایت اسناد و شواهد بسیار دقیق، در همه ی این قتل عام ها هدف گروه طالبان، شهروندان عادی و نابودی گروه های قومی و یا سیاسی بوده است.حملات کور بالای شهروندان بی گناه در نقاط منختلف افغانستان از مصادیق بارز تروریستی بودن این گروه به حساب می آید.
با وجود همه ی شواهد و قراین ، این گروه متاسفانه هنوز در لیست گروه های تروریستی جهان به ثبت نرسیده است. ما امضاء کننده گان این بیانیه ضمن محکوم کردن جنایات گروه تروریستی طالبان ، از جنابعالی تقاضا می کنیم که حق و انصاف را در مورد مردم مظلوم افغانستان در نظر گرفته و عامل قتل هزاران شهروند افغانستان را به عنوان یک گروه تروریستی شناسایی نمایید.
شناسایی طالبان به عنوان یک گروه تروریستی از سوی سازمان ملل متحدد علاوه بر اینکه یک عمل انسانی بوده و نوعی ابراز همدردی با قربانیان جنایت های این گروه تروریستی تلقی می شود، زمینه ی لازم برا ی اجرای عدالت و به میز محاکمه کشاندن تروریست های طالب را بیشتر فراهم می کند.
ما امضاء کننده گان این بیانیه، از جنابعالی به عنوان سرمنشی عمومی سازمان ملل مصرانه تقاضا می نماییم که زمینه لازم برای شناسایی گروه طالبان به عنوان یک گروه تروریستی توسط سازمان ملل و سازمان های تابعه اش را فراهم فرمایید.
پیشاپیش از تلاش های بشردوستانه ی تان در راستای احقاق حقوق مردم رنج دیده ی افغانستان تشکر می نماییم.
امضاء کننده گان:
1- نصیر مهرین
2- محمد امین ناطقی
3- سید علی راحل
4- سید محمد حسینی فطرت
5- بلال نوروز بیگ
6- سید هادی خطیبی
7- راشد واصل
8- معشوق رحیم
9- علی ظهیر
10- هما امیری ولی
11- وکیل بهارابی
12- سماعیل حکیمی
13- مسلم مدنی
14- متین رحمانی
15- نوذر الیاس
16- حنیفه فریور روستایی
17 - بابر مولوالدین
18- فرید بهمن
19- معصومه فقیهی
20- پته ماندگار
21- الیاس علوی
22- یحی عمار
23- روزبه
24 - محمد اکرم فرامز
25- حسیب معترف
26- انور امینی
27- درویش کریمی
28- نیک اندیش درویش
29- ناجیه حنیفی
30- حسن سید
31- جاوید شمس
32- مطیع محسنی
33- کبیر بختیاری
34- ولی عالمی
35- هادی نادر
36- علی قایر
37- بصیر آهنگ
38- جواد همدرد کیا
39- داود دریاباری
40- ولی یفتلی
نصر عظیمی 41- خالده
42- عباس پویا
43- صبور صهیب
44- قاسم خدری
45- مینا نصر
46- عبدالله شیرزاد
47- محمد دانش
48- ظاهر نظری
49- مشتاق خاوری
50- احمد رضا همدرد
51- احمد عطایی
52- علیجان محمدی
53- فخرالدین شهاب
54- خوشبین هروی
55- واسع بهادری
56- رضوان محبی
57- اقبال علیشاه دهقان پور
58-.....

https://www.facebook.com/gharjiblog/posts/1488452248045267

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ساعت 19:4  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
 ای ملای خونخوار و جاهل و ای مفتی طالبانی بیزارم از این دین که تو داری!

جهنم شد، زمین، «فرخنده» را کشت....

 جامعه ما جامعه ای است جاهلی گرچند به اسم مسلمان هست و امروزه باورهای وهابی و سلفی و نیز اندیشه های خشن افراطی و طالبانی مایه نفرت جوامع و جوانان از اسلام شده است و داعش فرزند نا میمون سلفی گری می باشد که زیر نام جهاد شهر ها را ویران کرده و جوانان را قتل عام می کند و زنان را به برداری می گیرد چیزی که طالبان در افغانستان به صورت دیگر پیش می برد. من در کتابها و قمالاتم بارها و بارها با تبیین اندیشه های فکری و فلسفی اندیشمندانی اعتقادم را گفته ام که با اسم « حجاب» به جنگ زنان رفتن نه عمل دینی است و نه حجاب امریست مربوط به دین. همچنین به باور مطالعات فکری و فلسفی که در ادیان اندیشه های اندیشمندان و متفکران و فلاسفه کرده ام به باور رسیده ام که ارتداد و تکفیر و سلب آزادی های شهروندی و بستن رسانه ها امریست که متشرعان خود ساخته و پرداخته اند بلکه باید هویدا گفت: جوهر دینداری اخلاق و محبت و اندیشه و تعالی روح و رهیدن از وسوسه ها و کینه ها و نفرت ها  و تعصبات است و جوهر دینداری با اموری چون حج و جهاد و نقض حقوق غیر مسلمانان بیگانه است.

 و اگر دینداری به اموری که ناقض حقوق بشر و حقوق زنان باشد من بدین نوع دینداری کافر هستم و بر این کفرم افتخار نیز می کنم.

ما محصول فرهنگ و تاریخ و جهل و جنون و تعصب و بیداد پیشینه داری هستیم که بخش عظیمی از ما را اسیر خود کرده است و در تار و پود و استخوان و پوست ما جهل مرکب عجین شده و ما را به ملت سرگردان وادی تیه تبدیل نموده است و همه ما را دشمن هم کرده است و از عالم و عامی و روشنفکر و هر قشر دیگری که باشیم به نوعی در ستیز نه با خود بلکه با دیگری هستیم. و متاسفانه همه غرق انواع تعصبها و نفرتها و تکفیرها و ارتدادها همدیگر هستیم. بله بپذریم که ما هم متهم این پرونده هستیم و تشنه به خون همدیگریم و فرهنگ طالب پرور و توحش زای ما هم متهم این پرونده نیز می باشد. 
سوگنامه زیر را در این نیمه شب واشنگتن سروده ام و مثل شبهای گذشته خواب از چشمانم پریده و بیاد وطن بیمارم، قلبم زار میزند و به همین مناسبت مطالبی که پس از اشعار میاید را تقدیم دوستان و دردمندان حادثه « فرخنده کشی» میکنم:

جهنم شد وطن فرخنده را کشت
میان سنگ و چوب و آتش و مشت
نشان داد شعله های دوزخ ما
سراسر کوله بار جهل در پشت
*
منم قاتل، منم آن دختر پاک
منم آدم، منم شیطان بیباک
منم دوزخ، منم آن روح قدسی
مسیحای اسیر عالم خاک
*
سراسر قاتل انوار پاکیم
سراسر دوزخی و سوزناکیم
جنازه های خود بر دوش داریم
اگرچه زنده و بر روی خاکیم
*
تعصب های ما آتشفشانست
جهنم های ما تا بیکرانست
اسیر جهل و وحشت، مار و موریم
جهان از کوری ما در فغانست
*
خدا شرمندگی هست حالت ما
نبیند کس ز ما جز ذلت ما
چنان در آتش تب ما کبابیم
طبیب هستی گم کرد علت ما
*
عجب با جهل و وحشت ما عجینیم
درون قبر غفلت ما دفینیم
به سان مردگان و روح شیطان
اگر چه زنده ایم ننگ زمینیم
*
مریضانیم که کشتیم ما شفا را
ندیدیم ماه و خورشید و سها را
شدیم ما عین شیطان یعنی وحشت
نمودیم متهم روح خدا را
*
ندیدیم فضل حق آن رحمت کل
نبود چشمی که بینیم پرتو گل
همه کور و کر و اشباح تاریک
همه غفلت پرست و دشمن مل
*
به عالم آمدیم از بهر رحمت
نه بهر تهمت و تکفیر و غفلت
ولی دین خدا شد آلت ما
عجین سازیم خدا را با عداوت
*
بیا فرهنگ نو را پا گذاریم
بیا تخم محبت را بکاریم
اسیر غفلت و تنها و زاریم
اگر از خود رهیدیم بی شماریم
*
احساس می کنم که علاوه بر متهمان آشکار قضیه «فرخنده» که شناخته شده اند، متهم های زیادی در این قتل نقش دارند و آن متهم من و توی نوعی نیز هستیم، قتل «فرخنده» و سایر جنایتهای که در کشور ما اتفاق می افتد موردی نیستند بلکه نشانگر فرهنگ بیمار و علیل و فقیر ما هست و ما متاسفانه به صورت ناخواسته، در پناه احساسهای دینی و قومی و تعصبهای رنگارنگ می کوشیم بر روی این فقر عظیم فرهنگی خود سرپوش گذاشته و از خود سیمای منور و زیباتر ترسیم کنیم و اگر کاستی هست آن را به دیگری حزیی و قومی و مذهبی و خارجی نسبت دهیم و برای خودمان غرور کاذب تراشیده و مشکلات عمیق فرهنگی و باورهای اشتباه فردی خود را سرپوش گذاشته و با فرافکنی به دیگران منطقه ای و جهانی منسوب کنیم و بگوییم ما مردم بسیار خوب هستیم و دیگران ما را بدبخت و خاک نشین کرده است، فراموش نکنیم هر یک از ما به نوعی « فرخنده کش» هستیم، از خود بپرسیم ما که هستیم و در کجای جهان و تاریخ ایستاده ایم. 
بله
بدور از اطاله کلام، اشعاری را که به یاد دختر بیگناه و قربانی وطن سرده ام با تاکید بر نقد خویشتن و ضرورت گسترش تحمل و مهر و رحمت و صلح با همه هستی و محبت و دوستی همه جهانیان و ارزش گذاشتن به خون و جان و حقوق دیگران و تکریم نوعدوستی، تقدیم دوستانم می کنم.

ای ملا بیزارم از این که تو داری!

ای ملا بیزارم از این که تو داری!

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ساعت 11:37  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 

ساعتى با داكتر سيد حسينى فطرت در حلقه بيدلخوانى - گنج شايگان

ملاقات با رییس اجراییه دولت افغانستان جناب دکتر عبد الله عبدالله.

در مطالعات اخیری که نصیبم شد و از خلال تجربه زندگی میان اعضای ماریان هوس فهمیدم که ما مسلمانان خیلی خشن هستیم و دین مسیحیت به مراتب از اسلام تبلیغ شده توسط فقها نوعدوست تر بوده و مسیحیان به مراتب مهربان تر و صادقتر هستند از نظر من پیروان همه ادیان در صورتی که خوب باشند مقرب درگاه خداوند اند و این طور نیست که به صرف نام مسلمانی مسلمانان به رستگاری رسیده باشند. اسلام گروه های وحشت و جنایتکار همه شیطانی بوده و باید اسلام مولانا را اسثنا نمود و باید مسلمانان ذهنیت و منتالتی خود را برای درک جهان جدید تغییر بدهند. من در جای جای سفرهای اخیرم با هر مجموعه که نصیبم شده و حتی در کنفرانسهای مربو شخصیت بیدل عقایدم را گفتم که فق اسلام عرفا و متصوفه که آدمی را به عشق دعوت می کند قای دفاع هست و بقیه انواع اسلام ها هر کدام در خدمت تعصبات هستند و برای بشر امروز سوغاتی ندارد.

Hossaini Fetrat's photo.
 
Mir Abdul Qadeer Moshref's photo.

خاطراتی از آمریکا!

 
Hossaini Fetrat's photo.
Hossaini Fetrat's photo.
Hossaini Fetrat's photo.
Hossaini Fetrat's photo.
Hossaini Fetrat's photo.

افتخار دیگری برای هموطنان عزیز!
مقاله تحقیقی دانشمند جوان افغانی جناب دکتر «مهدی موسوی» در کنفرانس « نقش مردان پیرامون تساوی جنسیتی» در نیویورک آمریکا، به عنوان تحقیق برتر حایز رتبه اول شد.
عنوان مقاله استاد موسوی در موضوع «چالش های دخیل ساختن مردان افغان در تساوی جنسیتی» بود.
نا گفته نماند که جناب استاد موسوی مقاله اش را در دانشگاه استونی بروک، شهر نیویورک، ارائه و قرائت نمودند که این تحقیق، جایزۀ برتر انجمن مطالعات مردان امریکا را برد و جناب ایشان برنده اسکالرشیپ انجمن مطالعات مردان آمریکا گردید. حدود 500 مقاله به این بخش ارسال شده بود که 300 مورد برای ارائه برگزیده شدند. از این میان، سه مقاله به عنوان برترین انتخاب شدند که مقاله دکتر موسوی یکی از آنهاست. دو برندۀ دیگر جایزه از دانشگاه یل و دیگری یکی از دانشگاههای اروپا بود.
مصاحبه با داکتر موسوی و متن تفصیلی این گذارش را در لینک زیر دنبال کنید.
https://www.youtube.com/watch?v=Lmk4kJhNcwY&feature=youtu.be

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۷ساعت 14:48  توسط سید محمدفطرت (حسینی) | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سید محـمد حسینی (فطـرت) هستم فارغ التحصیل رشته دین و رسانه (ژورنالیزم)، مقطع ارشد(ماستری) و فارغ التحصیل علوم دینی. و منادی حقوق بشر و انسانیت و نوعدوستی و منادی وحدت ادیان و رهیدن از دام تعصبات و خشونتهای مذهبی!
***
fetrathoma1@gmail.com

پیوندهای روزانه
سهم مادر افغان، از فرزند!
مهم ملاقات با رییس اجراییه دولت افغانستان و مصاحبه با صدای آمریکا
سهم مادر افغان، از فرزند!(1) داستان زن افغانستان
بی پناهی پناهجویان افغان در جهان. سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
سروده های از سید محمد فطرت
آشنایی با بیدل‌ شناس بامیانی، سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
آشنایی با بیدل‌ شناس بامیانی، سید محمد حسینی فطرت
سید محمد حسینی فطرت.مرکز نور و دانش نیوجرسی sayed mohammad hossaini
سید محمد حسینی فطرت.مرکز نور و دانش نیوجرسی sayed mohammad hossaini
فیسبوک
شعری از غفور لیوال با ترجمه مطیع الله بختانی شاهدخت
ملا و درویش.شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم
رسانه های تکفیری پیام آوران تاریکی و تجزیه! سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
امام حسین از منظر علامه شهید بلخی و اقبال حریت عشق عرفان
تحجر و تعصب و تفکر انحصار طلبی و آفات: سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
ما و لیلة القدر معرفت علوی
چرخش قبله از اسلام به سوی اسلام آباد! سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
تفاوت های بنیادی نگاه پیامبرانه و طالبانی به زن -1 سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
"گنجینه باختر" سند بی نظیر از پیشینه تمدن در افغانستان سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
زنده به گور شدن زنان افغانستان توسط شوراي علما: سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
وحدت متعالي اديان بستري براي گفتگوي تمدنها سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
سايه شوم طالبان بر سر افغانستان سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
افغانستان و مصالحه های نمایشی با « بیگانه پرستان» سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
تخدیر افغانها در مقابل طالبانیسم
دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(7) سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(6) سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
دخالتهاي پاکستان در افغانستان از تکوين مجاهدين تا امارت طالبان(5) سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(4) سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
افغانستان رنگین کمان اقوام
بسته شدن تلویزیون خصوصی «امروز»؛ عبرتها و دغدغه ها
دانلود قایل (مولانا)
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست صدای سید محمد فطرت
«سماع جاودانه» دولتمردان افغان، با ساز پاکستان! سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
دوبیتی های اصلاح شده
تبلیغات تکفیری آفت رسانه های دینی
رازهای لبان خاموش بودا: مصاحبه‌ای با سیذارتا گوتما- 1 سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
کتاب ( از راه تا راز) اثر دکتر سید یحیی یثربی
آیا شبکه « اهل بیت» تریبون شیعیان افغانستان هست؟ سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
معادن جدید افغانستان چونان تیغ دولبه
از شیعه رحمانی تا تکفیری های شیعی سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
سيد محمد حسيني فطرت
بی پناهی پناهجویان افغان در جهان سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
سروده های از سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
مذاکره با طالبان یا فروپاشی یک ملت سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
آیا شبکه اهلبیت تریبون شیعیان افغانستان هست؟ سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
رازهای لبان خاموش بودا مصاحبه با حضرت بودا(2) سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hosaaini fetrat
عاشورای کابل و عبرتها
دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(3) سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(2) سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
معادن افغانستان چونان تیغ دو لبه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
۹۴/۰۹/۲۲ - ۹۴/۰۹/۳۰
۹۴/۰۹/۰۱ - ۹۴/۰۹/۰۷
۹۴/۰۸/۲۲ - ۹۴/۰۸/۳۰
۹۴/۰۸/۱۵ - ۹۴/۰۸/۲۱
۹۴/۰۱/۰۱ - ۹۴/۰۱/۰۷
۹۳/۱۲/۲۲ - ۹۳/۱۲/۲۹
۹۳/۰۴/۲۲ - ۹۳/۰۴/۳۱
۹۳/۰۳/۰۱ - ۹۳/۰۳/۰۷
۹۳/۰۲/۱۵ - ۹۳/۰۲/۲۱
۹۳/۰۲/۰۸ - ۹۳/۰۲/۱۴
۹۲/۰۹/۱۵ - ۹۲/۰۹/۲۱
۹۲/۰۵/۲۲ - ۹۲/۰۵/۳۱
۹۲/۰۴/۱۵ - ۹۲/۰۴/۲۱
۹۲/۰۴/۰۱ - ۹۲/۰۴/۰۷
۹۲/۰۳/۲۲ - ۹۲/۰۳/۳۱
۹۲/۰۲/۰۱ - ۹۲/۰۲/۰۷
۹۲/۰۱/۱۵ - ۹۲/۰۱/۲۱
۹۲/۰۱/۰۸ - ۹۲/۰۱/۱۴
۹۱/۱۲/۲۲ - ۹۱/۱۲/۳۰
۹۱/۰۵/۲۲ - ۹۱/۰۵/۳۱
۹۱/۰۴/۰۸ - ۹۱/۰۴/۱۴
۹۱/۰۱/۰۱ - ۹۱/۰۱/۰۷
۹۰/۱۲/۲۲ - ۹۰/۱۲/۲۹
۹۰/۱۲/۰۱ - ۹۰/۱۲/۰۷
۹۰/۱۱/۱۵ - ۹۰/۱۱/۲۱
۹۰/۰۹/۱۵ - ۹۰/۰۹/۲۱
۹۰/۰۸/۱۵ - ۹۰/۰۸/۲۱
۹۰/۰۸/۰۸ - ۹۰/۰۸/۱۴
۹۰/۰۷/۲۲ - ۹۰/۰۷/۳۰
۹۰/۰۵/۰۱ - ۹۰/۰۵/۰۷
۹۰/۰۴/۲۲ - ۹۰/۰۴/۳۱
۹۰/۰۴/۰۸ - ۹۰/۰۴/۱۴
۹۰/۰۴/۰۱ - ۹۰/۰۴/۰۷
۹۰/۰۲/۱۵ - ۹۰/۰۲/۲۱
۹۰/۰۱/۲۲ - ۹۰/۰۱/۳۱
۹۰/۰۱/۱۵ - ۹۰/۰۱/۲۱
آرشيو
آرشیو موضوعی
اجتماعی
فلسفه
اخبار ژرف
زنان
معرفتی
حقوق بشر
افغانستان
تاریخ
انتقادی
ادبیات
عکسهای تامل بر انگیز
تحلیلی
پیوندها
دکتر سید حسن اخلاق
آریایی
شبكه اطلاع رساني افغانستان
هشت صبح
* کابل ناته
صبح به خیر افغانستان
* آسمایی
بی بی سی
چشمه معرفت
اخبار افغانستان
آریانانت
سایت خبری وخت
افغان پرس
فردا
افغان دیلی
* زندگی
جامعه شناسی
تخصصی جامعه شناسی
* کانون پژوهشگران فلسفه و حکمت
تاریخ فلسفه
بنیاد باران
موسسه گفتگوی ادیان
مصطفی ملکیان
مولوی
لینکستان
آژانس خبری روسیه
پیغام آفتاب
پژوهش سرای تاریخ افغانستان
در دری
افغانستان دیلی
آشیان
کمسیون حقوق بشر افغانستان
سلام فرهنگی
آژانس خبری کوکچه
فردا
پیام زن
آفتاب.میر حسین مهدوی
خاتم الانبیا
محسن کدیور
ای اف دانلود
پایگاه مجلات تخصصی
دانلود کتاب
شبکه فن آوری اطلاعات
دکتر سروش
رادیو آزادی
کانون ادبیات ایران
فصل نو
شریف سعیدی
سید نادر احمدی
* رادیو آلمان
سی ان ان cnn
نسیم فکرت
یاسین رسولی
سمیع رفیع
مجتمع وبلاگ های افغانستان
خلیل الله خلیلی
حقوق بشر افغانستان
تکتتاز
زهرا حسین زاده
انجمن قلم هرات
آنجیلا پگاهی.سپیده ها
* واصف باختری
زینت نور
پارسینه
کانون وبلاگ نویسان افغانستان
آرمان ملی
دیدنی های دنیا
.احسانی سادات
* کوفی
شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر
هفته نامه کابل
مجتمع جامعه مدنی افغانستان
اطلاعات علمی افغانستان
خالد حسینی
مرکز فرهنگی سراج
انجمن قلم افغانستان
شبکه افغانستان قلب آسیا
زهرا زاهدی/تا بی نهایت
اخبار زنان
ماه مگ
سایت ها و وبلاگهای ادبی
سایتهای افغانستان
روزنامه راه نجات
سایت متخصصین افغانستان
جام غور
صبح امید
کابل پرس
انجمن تبلور اندیشه
نوای افغانستان
جمال الدین موسوی
خبر انلاین
پیام آفتاب
باختر
آژانس خبری ایرکا
دنیای سیاست
اخبار علمی
خبرگذاری بست
آژانس خبری وخت
خبرگذاری بخدی
آژانس خبری روز
صدای افغان
خاوران
جماران
مرکز تحقیق رایگان
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
پایگاه کتابخانه های ایران
آزمون ملی
بلخ تایمز
انجمن فرهنگی نی
موسیقی افغانستان
سایت روزنه
صدای مردم
جوانان بیدار
خوشه
بینوا
کتابهای که میخوانیم
سخنان حکیمانه اندیشمندان
سخنانی ارزنده تر از طلا
قرن 21با دایناسورها
چهره های تاریخی دنیا
دانستنی های پزشکی
نشاط
تالار پزشکی
شیعه انلاین
سنی نیوز
کار انلاین
گویا
منتجب نیا
*خبرگذاری روسیه.ریانووستی
جمهوری سکوت
خاطرات سفر به استرالیا.کشتی سرنوشت
مهاجرت کشتی تمپا
مهاجرت به استرالیا
تحصیل در مالزی
چشم انداز دانشجو
فقط مجردها
اشتعال و بیداری. انجینر خود باشید
لیرن جرمن
روزنامه هرات
آینده..خبــــــــر
یادداشتهای یک مهاجر
جزیره خدا
ساختار نوین
فریاد
طرح نو
چلیپا
پانویس(مطالب ادبی مفید)
افغان موج
گنجور(آثار سخنسرایان پارسی گو)
افغانستان وتس
*رادیو فرانسه
حیات* زیست
روند نو
سیستم جامع نیازمندیها
اطلاع رسانی مکتب کردستان
ههما
حکمت و جامعه
عشق یعنی باهم بودن
فانوس
به کجا چنین شتابان؟
زینت سپنتا
حقیقت نیوز
انسانی بسیار انسانی
پناهجویان ترکیه
بلخاب زیبا
پژواک هنر و اندیشه
دلنوشته های غربت از تهران
آموزش زبانهای مختلف
اندیشه مثبت
جدیدانلاین
سرزمین من
جهان خودساخته
فرانسه
دکترشریعتی
دفتر اتباع
غرجستان
جاغوری نوین
مردم هزاره
مدیریت
روابط شیشه ی
درد
من و سرطان
اخبار اسلام
نــــــیلوفـــــــــــر آبی
سید ابو طاللب مظفری
قطب دنیا
شاپرک
بامیان2000
پایگاه اطلاع رسانی صادقی نیلی
وبلاگ تخصصی ادیان و مذاهب
دنیایی اطلاعات زبان
شبــــــــــــــــــــــــــنم
روشنــــــایی
رادیو زمانه
افغانستـــان
دایرکتور لینک افغانستان
بامداد با بیدل
انجمن فارغ التحصیلان افغانستان
افغانستان سر فراز با صلح و دوستی
دیوان شهید بلخی
ففتا.تورکان افغانستان
ســـــلام
دکتر داوری
کچوئیان
آرمانشهر
آسمان
پژواک هنر و اندیشه
فتو بلاگ چشمه
مرکز هزاره های آلمان
وبلاگ بچه های افغانی در ایران
طلوع وحدت
محمد کاظم کاظمی
صدای روسیه
جهان نیوز
سلمانعلی زکی
شکور نظری
محمد حسین فیاض
محمد تقی اکبری
شکریه عرفانی
فاضل محجوب
اسم اعظم
عاصف حسینی
فاطمه سجادی
سید اسحاق شجاعی
حمزه واعظی
استاد غوریانی
لیلا حیدری
آفتاب نیوز
مرکز همبستگی رسانه ها
اخبار جهان اسلام
پامیر من
سخنان بزرگـــــــــــــــان
موفقیت
آلمانی
ابوالمعانی بیــــدل
خبر
شقایق
چشمه معرفت
حقایق
آناناس
هریوا نیوز
بوک
اندرونـــــی
نیلاب
قلیاقل
اوج سماع
اسرار
شهیر(شاخص. شاه ولی)
سیب های ترش
ترانه
سادات(هلمندی)
اموی خروشان
شایق صحرا
دانلود کتاب (نود هشتیا)
در آرزوی عدالت
دل نویس(مصطفی)
سادت
قاصد باران
سنی نیوز
کانون فرهنگی ادبی سیاسی کلمه
جاغوری یک
عتیق الله عتیق
تعامل آزاد
کاریز( محسن سعیدی)
صبا نت
مجله افق
همدلی(زکریا راحل)
زبان
زبان
پژواک هنر(روح ا..رضوی)
آلمانی
زبان
..
intercultural
intercultural
Center for Theory
ارتباطات بین فرهنگی(زینب حسینی)
روزنامه هرات
کبیر تابش
سلام(روح الله)
ندای خراسان
تپشهای صادقانه(فهیمه مصباح)
sasal
چشمه معرفت
آفتاب شرقی
بلاگ اسپوت
اشعار شعرای بامیان
خبرگذاری جمهور
مثقال سکه ارز لحظه به لحظه
نگاه نو پیرامون جهان(واعظ زاده)
پایگاه دریافت رایگان کتب فارسی
دانلود کتابهای صوتی
سلامتی
انجمن ادبی سخن
نیلوفر آبی
*رزاق مامون
*سایت های تاپ افغانستان
* روزنه
فراتر از مرزها
خراسان زمین
جاودان
آزمون ملی
روزنامه افغانستان
اصلاح طلبان افغانستان
دویچه وله افغانستان
جام غور
بامداد
جامعه مدنی
صدای آمریکا دری
اس م اس نیوز
خورشید
جوانان امروز
وطندار
آموزش آلمانی
فیلتر شکککن
آزادی
زنی از کوههای دوشنبه(تکتم حسینی)
دلنوشت(حیدری میر افغان)
جاده های مشکوک(مریم حسینی)
نجوای غربت(سیدمصطفی سایس)
ایینه(روح اله روحانی)
ادیان و مذاهب(سیدمرتضی عادلی)
نگاه پنهان(ناصر عارفی)
نمک(آصف جوادی)
آریاناسیتی(میرزا حسین احسانی)
دانلود کتابهای صوتی
نسخ خطی افغانستان
سادات بامیان
گفتگوی ادیان
فیسبوک
یونگ مکتب زوریخ
فلسفه تحلیلی دین
feltershh
شیوه های تبیلغ
کبری حسینی
مجله میهن(غیاثی)
pasword nod
ala73.comهمه برای همه
اسد الله حبیب
chat
حقیقت انلاین
آموزگارششم
نور حکمت
مراقبه
جادوگر
آپلود
ستاره سحر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM